English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|آشنایی با سازمان
يکشنبه ٢٢ فروردين ١٤٠٠
شأن آزادی، بسیار پیچیده‌تر از رواداری است
شأن آزادی، بسیار پیچیده‌تر از رواداری است تاریخ ثبت : 1399/08/19
طبقه بندي : ,,
عنوان : شأن آزادی، بسیار پیچیده‌تر از رواداری است
مصاحبه شونده : عبدالمجید الشرفی، اندیشمند و استاد بازنشسته دانشگاه از کشور تونس
مصاحبه كننده : <#f:3885/>
محل مصاحبه : <#f:3886/>
منبع : فصلنامه یتفکرون
تاريخ مصاحبه : <#f:3888/>
متن :

 

اندیشمند اهل تونس: شأن آزادی، بسیار پیچیده‌تر از رواداری است

آقای دکتر عبدالمجید الشرفی، استاد بازنشسته دانشگاه از کشور تونس، تألیفات بسیاری دارد که از مهمترین آنها می‌توان به "اندیشه اسلامی در پاسخ به مسیحیت" اشاره کرد که در واقع، رساله دکتری ایشان بود و نیز کتاب "اسلام و تجدد"، "لبنات" و "انقلاب و تجدد و اسلام" را نیز به رشته تحریر درآورد.

همچنین، پایان نامه‌های دانشگاهی بسیاری چه در مرحله کارشناسی، یا کارشناسی ارشد، یا دکترا یا دکترای پژوهشی، به راهنمایی این استاد تونسی تدوین و دفاع شد که باعث شد ایشان در صدر یک مکتب ویژه در رابطه با بررسی اندیشه اسلامی قرار بگیرد که تقریبا در سراسر کشورهای عربی، نظیر ندارد. علاوه بر این، دکتر الشرفی در تألیف سلسله کتاب‌های "اسلام یکی و متعدد است" همکاری داشت. این کتاب‌ها توسط تعدادی از اساتید تونسی در دانشگاه تونس، و با موضوع مسائل متعددی در رابطه با اندیشه اسلامی، با روش‌های تاریخی، تطبیقی و انتقادی به رشته تحریر درآمده است که در مطالعات سنتی، سابقه نداشته است. این استاد مبرز، دیگر اساتید را به روزآمد سازی آنچه که مسلمانان در طول دوره‌های گذشته در حوزه‌های مختلف معرفتی تولید کردند، فراخواند. ایده ایجاد ارتباط بین اسلام و مسلمانان و تجدد، یکی از محورهای اصلی در تولیدات او بود، تا مسلمان معاصر، در حال و آینده خود نقشی داشته باشند و آن را با تکیه بر دستاوردهای عصر جدید بسازند، و این امر بدون رها شدن از اسارت گذشته و میراثی که بسیاری، اندیشه‌ها و عقول خود را بین دیوارهای آن محبوس کرده‌اند، ممکن نخواهد بود. از این نگاه، به نظر دکتر الشرفی، لازم بود که انسان مسلمان معاصر، کار خود را از منظومه حقوق بشر نوین و ارزش‌های انسانی جهانی که تقریبا در تمامی جوامع بشری، مورد اجماع قرار گرفته است، آغاز کند. بر این اساس، مناسب دیدیم که در موضوع ارتباط بین رواداری (تسامح) و آزادی، با آقای دکتر الشرفی، به گفتگو بنشینیم.

حمادی ذویب: روشن است که بحث ارتباط رواداری با آزادی، از جمله مباحثی است که بحث‌های گسترده‌ای را بین پژوهشگران ایجاد کرد. اما باید بحثم را با این سؤال منطقی آغاز کنم که به نظر شما مفهوم رواداری چیست؟ آیا شما مفهوم ویژه‌ای برای آن قائلید؟

عبدالمجید الشرفی: ‌من معنای خاصی برای تسامح (رواداری) در ذهن ندارم، اما این مفهوم، تاریخ گسترده‌ای دارد و به جنگ‌های دینی‌ای که در اروپا به وقوع پیوست، مربوط می‌شود. این مفهوم، به ویژه در قرن 18 گسترش یافت و نشان می‌داد که جوامع اروپایی نیاز دارند که پیروان یک نحله، پیروان نحله‌های دیگر را نیز بپذیرند. اما امروز، کلمه رواداری به صورت خاص، علیه تعصب و از این قبیل کلمات به کار می‌رود. در هر صورت، معنای رواداری، پذیرفتن دیگری است و این، امری مثبت است. با این حال، بنده شخصا از مبلغان رواداری نیستم، نه برای اینکه آن را منفی می‌دانم، خیر. بلکه آن را ناکافی می‌دانم. در رواداری، یک ایده جوهری نهفته است و آن، این است که فردی که فرایند رواداری درباره او صورت گرفته است، از فردی که فاعل این فرایند بوده، ارزش کمتری دارد. به همین دلیل، من مفهوم احترام متقابل را ترجیح می‌دهم. من به شما و دیدگاه‌هایتان احترام می‌گذارم و در مقابل، از شما نیز می‌خواهم که به من، دیدگاه‌ها و مواضعم احترام بگذارید. به نظر من، این از رواداری بهتر است، چرا که احترام به تساوی در حقوق و تکالیف می‌انجامد، در حالی که رواداری شامل برتری یک طرف، بر طرف دیگر است. البته با این حال، رواداری در همه حالات، از عدم رواداری، یعنی از تعصب و اصرار بر یک ایده و تلاش برای تحمیل آن بر دیگران، بهتر است.

حمادی ذویب: نظرتان درباره آزادی چیست؟

عبدالمجید الشرفی: ‌آزادی، مقوله‌ای بسیار پیچیده‌تر از رواداری است. آزادی ارزشی است که در قدیم، به معنایی که امروز مطرح می‌کنیم، وجود نداشت. در قدیم، آزادی دو معنا داشت، یکی از آنها، معنای متافیزیکی و کلامی بود که به معنی آزادی یا عدم آزادی انسان در انجام کردارش بود. معنای دوم آزادی، آن بود که در برابر عبودیت قرار می‌گرفت. این هر دو معنای آزادی، در قدیم رواج داشتند، اما در عصر ما، این دو معنا از آزادی برداشت نمی‌شود. در عصر ما، انسان‌ها از برخی حقوق طبیعی از جمله آزادی برخوردارند و نه تنها می‌توانند هر اعتقادی داشته باشند، بلکه حتی می‌توانند هر چه می‌خواهند را بر زبان برانند و هر کاری که می‌خواهند را انجام دهند و تنها مرزی که برای این آزادی ترسیم شده است، این است که مزاحم آزادی دیگران شود. بنابراین، تا زمانی که در اعتقادات خود، در سخن خود و در عمل خود، آزادی دیگران را محدود نکنند، از آزادی مطلق برخوردارند. آزادی به معنای جدید، ارزش جدیدی است که در گذشته بدان می‌اندیشیدند و نمی‌توانستند آن را بپذیرند، زیرا مفهومی که در گذشته وجود داشت، اطاعت بود نه آزادی. مفهوم اطاعت نیز با ساختار اجتماعی ارتباط دارد. انسجام در چارچوب جامعه، بسیار مهمتر از ارزش ذاتی فرد بود. بنده معتقدم که اسلام را به سمت این مقتضیات اجتماعی کشیده‌اند و با توجه به شرایط تاریخی، آن را بر آزادی فردی غالب ساختند، اما در اصل، رسالت پیامبر اسلام بر فرد متمرکز بود و فرد را مخاطب قرار می‌داد و به آزادی فردی اهمیت می‌داد. این ارزشی که فرد دارد، در تاریخ ما مورد احترام واقع نشده است، زیرا طبیعت نظام قبیله‌ای و اقتضاءات انسجام اجتماعی در جوامع - پیش از دوره جدید - مانع از آن می‌شد. این ممانعت، دلایل بسیاری دارد، از جمله اینکه مؤسسات اجتماعی، به توجهیات دینی استناد می‌کردند و این مؤسسات، همه جوانب زندگی اعم از روابط جنسی تا روابط اقتصادی و روابط سیاسی و غیر آن را شامل می‌شدند و نیاز به مشروعیت بخشی دینی داشتند. تجدد (مدرنیسم)، نقاب از واقعیت چهره این مؤسسات، که به عنوان مؤسساتی تاریخی، انسانی و نسبی شناخته می‌شوند، کنار زد. به همین دلیل، علم به حقیقت این مؤسسات، به انسان آزادی می‌بخشد، چه یک فرد مستقل باشد و چه عضوی از یک مجموعه، و به آن ارزشی می‌دهد که در گذشته وجود نداشت. این آزادی، تنها به رواداری مربوط نمی‌شود، بلکه به ارزش‌های دیگری مانند مساوات نیز مربوط می‌شود. امروز انسان بدون مساوات، آزادی ندارد و نه تنها منظور از مساوات، مساوات بین مؤمنان به یک دین و غیرمؤمنان به آن است که معنایش همان آزادی وجدان و آزادی عقیده است، بلکه مساوات بین مرد و زن، غنی و فقیر و حاکم و محکوم در حقوق و تکالیف، و مساوات بین ملیت‌ها و فرهنگ‌های مختلف نیز مقصود ماست. به همین دلیل، ما امروز حداقل شاهد برخی ظواهر غربی در ظاهر امر هستیم. از جمله اینکه طرفداران حجاب زنان، به این ارزش جدید استناد می‌کنند که جزء حقوق انسان است یعنی همان آزادی... آزادی زن در اینکه هر چه که می‌خواهد بپوشد و موی خود را به دلیل آزادی‌اش بپوشاند. این، مسئله خوبی است، اما این پناه بردن به مفهوم آزادی، در حقیقت، عدم ایمان انسان به حقوق بشر را به عنوان یک منظومه متکاملی که نمی‌توان در آن بین آزادی و مساوات جدایی قائل شد، نشان می‌دهد. به عبارت دیگر، چنانچه روزی از مردها بخواهیم که موهای خود را بپوشانند، آن زمان است که مساوات و آزادی را برای هر دو جنس رعایت کرده‌ایم. اما اینکه خواستار آزادی بیان باشیم و به مساوات کامل در حقوق و تکالیف اعتقاد نداشته باشیم، این امر به سرانجام مقصود نخواهد رسید و تنها نشان می‌دهد که همیشه نمی‌توان مسیر رشد و توسعه جوامع و راهی که در آن سیر می‌کنند را پیش‌بینی کرد. حجابی که زنان مسلمان می‌پوشند، چه با انگیزه دینی باشد یا با استناد به آزادی، آن هم در شرایطی که از عدم ایمان به مساوات دلالت دارد، به زن اجازه داد تا به خیابان‌ها و فضای عمومی وارد شود، در حالی که پیش از آن، زن اجازه نداشت در این سطح گسترده از خانه خارج شود. همین امر، این امکان را به مهاجران مسلمان کشورهای غربی که دارای سنت‌های مسیحی هستند، داد که خود را ثابت و حضورشان را بر این جامعه تحمیل کنند و مجبور نباشند که تنها رفتارهایی را به اجرا بگذارند که از سوی اکثریت به آنها دیکته می‌شود. به نظر من، ما در یک مرحله گذار به سر می‌بریم که در آن، اثبات خود از طریق این نشانه‌ها انجام می‌شود، اما این اثبات، اثباتی ناقص است. هنگامی که خودمان را ثابت می‌کنیم، البته نه با این روش‌هایی که درباره زنان که ناموس هستند، انجام می‌شود، بلکه با کسب ابزارهای دانش نوین و قدرت اقتصادی، نظامی، امنیتی و ... در آن زمان، استفاده از این توجیهات دینی برای چنین رفتارهایی، بی‌معنی است که برخی آن را حیله‌های تاریخ (Les ruses de l'histoire) می‌نامند. بدین معنی که جوامع از این مرحله که از یک نسل قبل، قابل انتظار نبود، عبور می‌کنند. به دیگر سخن، بازگشت به حجاب زن بعد از آنکه برای برداشتن آن مبارزه کرد...، این از حیله‌های تاریخ است و شاید یک مرحله از مراحل توسعه آن باشد و به هر حال، رو به زوال حرکت می‌‌کند، زیرا این، شرایط عمومی بود که به بروز آن کمک کرد و هنگامی که این شرایط تغییر کند، این نشانه‌ها نیز تغییر خواهد کرد. بنابراین، با بازگشت به سؤال شما درباره آزادی، به طور خاص تأکید می‌کنم که نمی‌توان در آن، بین یک ارزش و ارزش دیگری از منظومه ارزش‌های حقوق بشر تفاوت قائل شد. به همین دلیل، امروز انسان نمی‌تواند آزاد باشد یا اینکه به آزادی اعتقاد داشته باشد اما به مساوات و شهروندی کامل نه. که اگر چنین باشد، بدین معنی است که او اعتقادی به آزادی ندارد، بلکه از آن برای مقاصد دیگری استفاده می‌کند. این آزادی، به معنایی که بیان کردم، یعنی آنکه حد و مرزی جز آزادی دیگران نداشته باشد، به طور طبیعی، بازتاب پدیده تدین را به دنبال خواهد داشت. تدین جدید، نمی‌تواند تدینی باشد که بر امتثال، اطاعت و تقلید مبتنی باشد. تدین جدید در اسلام و در دیگر ادیان، شامل مقوله‌ای می‌شود که بریکولاژ (Bricolage) نامیده می‌شود که به معنای مخلوطی از آزادی شخصی - یعنی ارزشی که خود را به وجدان‌ اسلامی و غیراسلامی تحمیل کرد یا تلاش دارد که تحمیل کند - و امتثال و اطلاعت در آن واحد است. به همین دلیل، شاهد نشانه‌های غریبی هستیم، زیرا از مراجعی متناقض و مختلف صادر می‌شود. اما مرد یا زن مسلمان در عصر حاضر به این مقوله نیاز دارد، زیرا شرایطی که در آن زندگی می‌کند، او را در به دست آوردن آزادی کامل، مساوات، شهروندی و مانند آن، یاری نمی‌کند. بنابراین، مسئله آزادی، مسئله‌ای پیچیده است و نمی‌توان تنها به ذات آن نگریست، بلکه باید آن را در ارتباط با شرایط عمومی و همچنین در تعامل با ارزش‌های دیگر دید.

حمادی ذویب: برخی معتقدند که رواداری، ریشه‌های اسلامی دارد و در قرن 16 میلادی به وجود آمد. این افراد در این رابطه، به برهان‌های بسیاری از جمله قول امام شافعی استناد می‌کنند که گفت: "نگاه من درست است، اما احتمال خطا نیز در آن می‌رود و نگاه دیگران اشتباه است اما احتمال صحت نیز در آن می‌رود". به نظر آنها، این سخن، اوج رواداری است.

عبدالحمید الشرفی: این نگاه، تا حد زیادی درست است، نه برای اینکه شافعی آن را بیان کرد که البته دیگرانی نیز شبیه آن را گفته‌اند، بلکه به این دلیل که اگر ما تاریخ اسلام را با تاریخ کشورهای مسیحی مقایسه کنیم که رواداری بالایی در رابطه با عقاید مخالف داشتند، می‌بینیم که مسلمانان در تاریخ حیات خود، به صورت ثابت، پیروان ادیان دیگر را به گرویدن به اسلام مجبور نکردند. این امر، حتی پیروان ادیان غیر کتابی را نیز در بر می‌گیرد. قدیمی‌ها می‌گفتند: شبهه اهل کتاب بودن درباره آنها وجود دارد، کما اینکه به عنوان مثال، درباره مجوس نیز اینگونه است. آثار این اعتراف، همچنان در جوامع معاصر دیده می‌شود که همان اقلیت‌های دینی هستند که مسلمانان با آنها همزیستی دارند و به شکلی که مسیحیان، مخالفان عقیدتی خود را در اروپای مسیحی و به طور کلی در کشورهای مسیحی تحت ستم قرار دادند، با ایشان برخورد نکردند. از این نظر، این سخن درست است اما از نگاه دیگر، در تاریخ ما، نشانه‌هایی از تعصب و کاستی رواداری دیده می‌شود. به عنوان مثال، باید سخن ابن جوزی را به یاد آوریم که در کتاب "المنتظم"، درباره برخورد محمود غزنوی با معتزله، در کشوری که بر آن حکم می‌راند و نیز از رفتار دیگر حاکمان سخن گفته است. همچنین در حوزه اجتماعی نیز وجود تعصب مذهبی را می‌بینیم. به طوری که حتی خود فقها در برخی از برهه‌های تاریخی با مخالفان خود چه در مذهب و چه در دین، رواداری نداشتند. بنابراین باید گفت که رواداری، واقعا وجود دارد اما نشانه‌هایی از تعصب نیز در آن هست. ما نباید گذشتگان را با معیارهای امروزین مورد بازخواست قرار دهیم. اما باید با مقایسه میان آنها و معاصرانشان بر آنها حکم کنیم، معاصرانی که در انواع تعصب‌ها با آنها شریکند و البته بر اساس معیارهای گذشته، با رواداری بالایی که دارند، از آنها متمایز می‌شوند. اما در رابطه با زمان حال، جای بسی تأسف است که بگوئیم امروز مسلمانان متعصب هستند و با دیگران همزیستی ندارند و اگر آنها را با ملت‌های مسیحی مقایسه کنیم، می‌بینیم که مسیحیان غربی، چه در اروپا یا آمریکا، بیش از مسلمانان با مخالفان خود رواداری می‌ورزند و حتی این رواداری گاهی با مسلمانان مخالفشان در برخی امور نیز قابل مشاهده است. به طور کلی، می‌توان گفت که رواداری مسلمانان با اتباع دیگر ادیان، بیشتر از رواداری با مسلمانان دیگر است. و این، پدیده‌ای شایسته توجه است و من، آن را به کارکرد اجتماعی دین در ایجاد انسجام اجتماعی تفسیر می‌کنم.  

حمادی ذویب: این امر ما را به گفتگو درباره اندیشه اسلامی معاصر سوق می‌دهد. سؤال من این است که متفکران عصر نهضت و خیزش در کشورهای اسلامی تا چه حد از مرجعیت رواداری و آزادی غربی‌ها تأثیر پذیرفتند، به ویژه اینکه به عنوان مثال، دیدیم شیخ محمد الطاهر بن عاشور در کتاب خود با نام "اصول نظام اجتماعی در اسلام"، رواداری را "نشان دادن روی گشاده در برابر مخالفان مسلمانان با استفاده از دین تعبیر می‌کند و بیان می‌دارد که این، اصطلاحی است که علمای متأخر پژوهشگر در حوزه ادیان، در اواخر قرن گذشته آن را مصطلح کردند".

عبدالمجید الشرفی: ‌من فکر نمی‌کنم که مسلمانان رواداری را به عنوان یک ارزش غربی، از غربی‌ها گرفته باشند، بلکه آنها در بسیاری از موارد، به رفتاری مراجعه می‌کردند که در طول تاریخ بر رفتارهای اسلامی غالب بود و این رواداری‌ای که ملاحظه کردیم که از قبل نیز به شکلی فراتر از آنچه در جوامع مسیحی وجود داشت، در میان آنها دیده می‌شد را در خدمت این ارزش‌های جدید قرار دادند که شیخ محمد الطاهر بن عاشور، چندان به آنها اعتقاد نداشت. زیرا او از کسانی بود که به قتل مرتد، یعنی کسی که عامدانه دینش را تغییر می‌داد، فرا می‌خواند و اعتقاد داشت که تضمین سلامت پیکره اجتماعی، باید در این رابطه بر درستی اعتقاد و عمق این اعتقاد مبتنی باشد. به همین دلیل، نه شیخ محمد الطاهر بن عاشور و نه اصلاح گرایان عصر جدید، تحت تأثیر تمامی منظومه‌هایی که این رواداری به عنوان حقوق جدید انسان در چارچوب آن تعریف می‌شد، قرار نداشتند، بلکه آن، یک پژوهشی درباره توازن اجتماعی بود که تا بیشترین سطح ممکن از خشونت می‌کاهد که این در نوع خود، رویکردی درست است، زیرا نتیجه پائین بودن سطح رواداری، ایجاد خشونت است و آنها از مبلغان این خشونت نبودند. به همین دلیل، به نظر من، مسئله، آنقدر که به اقتضاءات جوامع جدید مربوط می‌شود، به میزان تأثیرپذیری از غرب مربوط نمی‌شود. به ویژه اینکه آنها این دوره گذار از وضعی به وضعیت دیگر را کاملا مغایر با تمامی سطوح اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و.... یافتند و به دنبال چیزی می‌گشتند که این انسجام و آنچه که آن را از خشونت به دور می‌دارد، حفظ کنند، به همین دلیل از این نگاه، روادار بودند که این، امری طبیعی است.

حمادی ذویب: عدم انسجامی که بین رواداری و آزادی در تفکر نمایندگان اندیشه اسلامی معاصر وجود دارد را چگونه تفسیر می‌کنید؟ آنها از یک سو به آزادی غیرمسلمانان در انجام مناسک دینی‌شان اعتراف می‌کنند، اما در مقابل، برای مسلمانان آزادی عقیده قائل نمی‌شوند.

عبد المجید الشرفی: ‌پیشتر اشاره کردم که آنچه این پدیده را تفسر می‌کند، اصرار علما بر انسجام اجتماعی است. اما این نکته را به اظهارات پیشینم اضافه می‌کنم که بساری از اصلاح گرایان، از نظر ذهنی و فرهنگی، صلاحیت بازنگری در آنچه که امروز با عنوان اصول ثابت اسلام از آن یاد می‌شود، را نداشتند و موضوع ارتداد، از جمله مسائلی است که همانگونه که روشن است، محل اتفاق نظر فقها و جزء ثوابت اسلام است. درباره اجرای حدود نیز وضعیت به همین گونه است. آنها شایستگی بازنگری در این ثوابت را نداشتند و همین امر باعث شد که مواضعی اتخاذ کنند که از نظر داخلی، انسجام لازم را نداشت. از یک سو، نمی‌توانند مبلغ رواداری نباشند و از دیگر سو، نمی‌توانند از این میراثی که آن را حاوی حق و عدالت و همه ارزش‌های والا می‌دانند، خلاص شوند، و این، همان است که این آشفتگی و بی‌ثباتی را معنا می‌کند و این‌ها، تلاش‌هایی است که می‌توان آن را تلفیقی دانست و تا زمانی که جرأت بازنگری در اصول ثابت دین وجود نداشته باشد، مواضعی که به وجود می‌آید، تنها می‌تواند مواضعی تلفیقی و تدافعی باشد. آنها احساس می‌کردند که آنها مهاجمند و اسلام آنها در معرض تهدید قرار دارد و به همین دلیل، از خود واکنش نشان می‌دادند و این تهدید، واقعی بود، زیرا اسلامی که بر اساس آن رشد کرده بودند و تدینی که به ارث برده و آموخته بودند، از سوی جامعه جدید و شرایط تاریخی جدید تهدید می‌شد، اما این، بدان معنی نیست که خود دین، در معرض تهدید قرار دارد، بلکه روش فهم و تأویلی که از نظر آنها بدیهی بود، در معرض تهدید قرار داشت. همانطور که گفتم، من این موارد را با نگاه به داده‌هایی تفسیر می‌کنم که اساساً دارای بعد تاریخی، اجتماعی و فرهنگی هستند.

حمادی ذویب: اما این متفکران، گام‌های اولیه را هرچند به صورت جزئی، در حوزه پذیرش ارزش‌های جدید و نقد برخی عناصر منظومه دینی قدیمی مانند موضع محمد عبده و دیگران راجع به حجاب، برداشتند...

عبد المجید الشرفی: ‌تردیدی وجود ندارد که مواضع آنها، از عدم وجود رواداری بهتر است. اما موضع محمد عبده راجع به حجاب، نشان دهنده تأثیر شرایط جدید بر آگاهی این نخبه دینی است که تا حدی نگاه‌های بازی نسبت به اقتضاءاتی دارد که تا پیش از آن وجود نداشت. اقتضاءات خروج زن به خیابان و مشارکت او در حیات عمومی، آنگونه که از تألیفات قاسم امین بر می‌آید، اقتضاءاتی کاملا جدید است که قدیمی‌ها علمی بدان نداشتند. به ویژه اینکه آنها در جوامعی زندگی می‌کردند که بندگی و بردگی در آن رواج داشت و در نتیجه، نیازی به کار زن وجود نداشت. زن به برکت تبعات جنگ‌هایی که در اروپا به وقوع پیوست و او را مجبور کرد تا برای کار به مزارع و کارخانه‌ها و ... برود، از خانه خارج شد، ضمن اینکه نمی‌توان مادامی که زن از نظر اقتصادی به مرد متکی است، آزادی او را از استقلال اقتصادی‌اش جدا کرد. زن نمی‌تواند آزاد باشد و برای اینکه از نظر ذهنی در نگاه‌هایش آزاد باشد، آزادی اقتصادی برایش کافی نیست. همیشه عوامل مختلفی وجود دارد، اما از نظر تاریخی، اقتضاءاتی وجود دارد که بر همگان تعمیم می‌یابد.

حمادی ذویب: آیا معنای رواداری، اعطای آزادی مطلق به دیگری در تفکر و بیان و اعتقادش است؟ یا اینکه این آزادی باید محدود باشد؟ این سؤال، برگرفته از آن چیزی است که در دایرة المعارف لاروس مشاهده کردم... کلمه رواداری در این دایرة المعارف دو معنی دارد: معنی نخست، احترام به آزادی دیگری و راه‌های تفکرش است، اما معنی دوم، آزادی محدودی است که به یک فرد در برخی شرایط داده می‌شود.

عبدالمجید الشرفی: ‌یک بار دیگر، بر آنچه پیش از این گفتم تأکید می‌کنم که آزادی در مفهوم جدیدش در همه حوزه‌ها، حد و مرزی جز آزادی دیگران ندارد. تا زمانی که آزادی من با آزادی دیگران تعارض پیدا نکند، من می‌توانم در هر چیزی که بدان مایلم، و هر اعتقادی که دارم و هر کاری که می‌خواهم انجام دهم، آزاد باشم. اما این آزادی، هرچند که در مقام نظر، مطلق باشد و جز آزادی دیگران آن را محدود نسازد، اما زندگی در جامعه، مجموعه‌ای از ضوابط، مرزها و موانع را بر مردم تحمیل می‌کند که وجدان جمعی به راحتی نمی‌تواند از آن عبور کند و این امر، همیشه هم به دین ارتباط ندارد، بلکه گاهی ممکن است به سیاست مربوط گردد. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، مردم فرانسه در یک جامعه دموکراتیک زندگی می‌کنند که حاشیه آزادی بزرگی در آن وجود دارد، اما با این وجود، مردم فرانسه آزاد نیستند که تردید خود را درباره هولوکاست بیان دارند و این امری است که هیچ ارتباطی با دین ندارد، بلکه به شرایط این جامعه مربوط می‌شود. در حالی که این آزادی، در جوامع دموکراتیک دیگری که شاید از سطح دموکراسی کمتری نسبت به فرانسه برخوردار باشند، وجود دارد. به همین دلیل، نباید دلیل محدود شدن آزادی را صرفا از نگاه دینی ببینیم،  چرا که در بیشتر موارد، دلیل آن بیشتر از آنکه دینی باشد، اجتماعی است. ممکن است دین، پوشش باشد، اما در واقع، کم پیش می‌آید که انگیزه اصلی باشد. بنابراین، تعصب و رواداری عواملی دارند که با توجه به ظروف، این یا آن را به وجود می‌آورند. همچنین باید توجه داشت که مسائل، در شرایط اقتصادی شکوفا یا شرایط اقتصادی بحرانی نیز با یکدیگر تفاوت دارند. در شرایط اقتصادی بحران زده، توقع نداریم که شاهد رفتارهای روادارانه گسترده در همه حوزه‌ها باشیم و طبعا در شرایط اقتصادی شکوفا نیز توقع نداریم که شاهد تعصب همه جانبه باشیم.

حمادی ذویب: آیا می‌توان در ارتباط میان رواداری و آزادی، یکی را اصل و دیگری را شاخه‌ای از آن دانست؟ گاهی به نظر می‌رسد که رواداری، اصلی است که آزادی از آن منشعب می‌شود، زیرا یکی از تعریف‌های رواداری این است که فرد، حاضر باشد تا آزادی بیان را به دیگری بدهد.

عبدالمجید الشرفی:  ‌حتی در این حالت نیز آزادی اصل است. آزادی همیشه اصل است و رواداری مظهری از مظاهر اعمال آزادی یا تثبیت آن در شرایط واقعیت است.

حمادی ذویب: بنابراین، نگاه شما با نصیف نصار مشترک است که می‌گوید: دعوت به رواداری در تاریخ تفکر لیبرالیستی، بخش جدایی ناپذیر از دعوت به آزادی به ویژه در حوزه دینی و بعد از جدائی‌ها و دودستگی‌هایی بود که در مسیحیت حاصل شد.

عبدالمجید الشرفی: ‌به نظرم این نگاه درست است و با واقعیتی که جوامع اروپایی پشت سر گذاشتند و نیز با تحولاتی که در این ارزش‌ها و مفاهیم جدید سراغ داریم، تطابق دارد. پس اگر ایمان به آزادی نبود، رواداری نمی‌توانست به وجود بیاید. بنابراین، ظلم دینی، نتیجه عدم وجود آزادی است. شاهد این نگاه نیز تحولاتی است که به ویژه در تاریخ اروپای شرقی و جنوبی به وقوع پیوست، از جمله، بلایی که بر سر کاتارها (Les Cathares) ‌آمد که گروهی بودند که در جنوب فرانسه زندگی می‌کردند که همه افرادش شکنجه و کشته شدند. یا آنچه که بر سر بوگومیل‌ها(Bogomiles)  آمد که در بوسنی و هرزگوین سکونت داشتند که به فجیع‌ترین شکل ممکن کشته شده و تحت ظلم و ستم قرار گرفتند. تسامحی با آنها اتفاق نیفتاد. زیرا مفهوم آزادی وجود نداشت. بنابراین، من فکر می‌کنم که اصل، آزادی است نه رواداری، و کسانی که امروز به رواداری فرا می‌خوانند، احتمالا به دلایل ایدئولوژیک و به دلیل اینکه آن را باور کرده‌اند، بدان فرا می‌خوانند، اما ممکن است یکی دیگر از دلایل این امر، دلایل پراگماتیستی (عمل‌گرایی) آزمایشی صرف باشد. زیرا رواداری، عملا بهتر از خشونت است و نبود رواداری، به بروز خشونت و هرج و مرج منجر می‌شود. به همین دلیل، من دعوت به رواداری را در همان چارچوبی می‌بینم که از سال‌ها قبل تحت عنوان گفتگوی تمدن‌ها بروز کرد که به معنی تلاش انسان برای کاستن از خشونت در روابط، چه در داخل وطن‌ها و چه در عرصه بین‌المللی است و کاهش خشونت نیز در نهایت، معیار متمدن بودن است. به همین دلیل است که امروز ما شاهد هستیم که جوامع متمدن با یکدیگر نمی‌جنگند. امروز خشونت، در درون جوامع فقیر و عقب‌مانده وجود دارد، که یا در میان آنهاست یا بر آنها مسلط است. اما در جوامع متمدن، جنگی رخ نمی‌دهد.

حمادی ذویب: آیا با نگاه کسانی که می‌گویند رابطه رواداری با آزادی، رابطه تعارض است، موافقید؟ در زمان انقلاب فرانسه، مواضع منفی راجع به رواداری بروز کرد. میرابو می‌گوید: من برای بشارت دادن به رواداری در اینجا نیستم. زیرا به نظر او، رواداری کاملاً با آزادی دینی تعارض دارد. به نظر او، این قاعده، نتیجه مفهوم آزادی و مساوات و شهروندی و ... است.

عبدالمجید الشرفی: ‌میرابو، روبسبیار و سان جیست، که از رهبران انقلاب فرانسه هستند، جزء کسانی بودند که دست به اقدامات تروریستی می‌زدند. دوره آنها، به نام دوره "ترس" شناخته می‌شود. امکان ندارد کسی که دست به اقدامات تروریستی می‌زند بتواند درباره رواداری صحبت کند. انقلاب فرانسه در این امر، با بسیاری از انقلاب‌های قبل و بعد خود تشابه دارد. به عنوان مثال، کرومویل، سه بار پارلمان انگلستان را منحل کرد و در دوره او نیز خشونت به کار گرفته شد. در انقلاب فرانسه نیز خشونت به کار رفت و خون، مانند جوی بر زمین جاری شد. اما انقلاب‌ها با وجود خشونت‌هایی که در آن به کار می‌رود، اجازه توسعه منطق را نیز می‌دهند. کسانی که می‌خواهند منطق را با استفاده از زور تغییر دهند، متعصب شناخته می‌شوند. البته این بدان معنا نیست که اهداف نادرستی دارند، اما باید گفت که این افراد، اهل رواداری نیستند. و البته تردیدی نیست که آنها با اینکه دائما درباره آزادی سخن می‌گویند، اما هیچ اعتقادی بدان ندارند.

حمادی ذویب: درباره رشد پرتلاطم خشونت و حملات نابودگرانه، این سؤال وجود دارد که آیا می‌توان با دشمنان رواداری، رواداری ورزید؟

عبدالمجید الشرفی:  ‌بله، با توجه به این اصل قرآنی که "ادفع بالتی هی أحسن فإذا الذی بینک وبینه عداوة کأنّه ولیّ حمیم"، می‌توان با آنها هم رواداری ورزید. کشیده شدن به دنبال واکنش‌های خشن، تنها می‌تواند به ایجاد خشونت متقابل منجر شود و بدین شکل، چاره‌ای نیست جز اینکه باید این حلقه جهنمی با یک تصمیم شجاعانه برای کشیده نشدن به دنبال واکنش‌های خشن، گسسته شود. همیشه عدم رواداری، باید با رواداری بهتر پاسخ داده شود، زیرا این رفتار است که ممکن است بتواند رفتار مخالف طرف مقابل را به دایره رواداری بکشاند. در حالی که اگر به دنبال رفتارهای خشن و واکنشی کشیده شوید، این شما هستید که به چارچوب عدم رواداری کشیده خواهید شد. ما نباید این دو مسئله را یکسان و برابر بدانیم، گویی که بود و نبود رواداری یکسان است. همیشه وجود رواداری، حتی برای کسانی که به عدم آن فرا می‌خوانند، بهتر است. کسی که رواداری و آزادی را بپذیرد، نمی‌تواند به مقوله "عدم آزادی برای دشمنان آزادی" اعتقاد داشته باشد. من به این مسئله اعتقادی ندارم و معتقدم که آزادی باید برای همگان فراهم باشد. اما نباید بین سطوح آن، خلط کرد. من می‌پذیرم که دشمن آزادی نیز نظرش را بیان کند، اما شاید با استفاده از قانون، به او اجازه ندهم که در سطحی رفتار کند که آزادی مرا سلب کند. بین نظر و عمل تفاوت وجود دارد. نمی‌توان آزادی را جز در رابطه با اقداماتی که خارج از قانون قرار می‌گیرد، محدود کرد و منظور، اقداماتی است که به آزادی دیگران ضربه می‌زند.

حمادی ذویب: این سخن شما بدین معنی است که مخالفت با دموکراسی در سطح نظری، قابل قبول است اما از اینکه در مقام عمل، کسی بخواهد انتخابات را باطل کند، قابل پذیرش نیست.

عبدالمجید الشرفی: بله همینطور است. اینجا دیگر نوبت قانون است تا کسانی را که عملا تلاش می‌کنند تا فرایند دموکراتیک را فاسد کنند، مجازات کند. زیرا این مسائل به محدود شدن آزادی دیگران منجر می‌شود. انسجام جامعه، در ایمان به آزادی مطلق و عدم انسجام آن در ایمان به آزادی مقید است، زیرا اگر مطلق باشد، تنها آزادی دیگران می‌تواند آن را محدود سازد و اگر مقید باشد، خدا می‌داند که چه کسی آن را محدود خواهد ساخت و با چه ابزاری و چه زمانی و چگونه. مشکل هم همینجاست. بسیاری از کسانی که دم از آزادی می‌زنند، باور ندارند که آزادی، مرزی جز آزادی دیگران ندارد و اینکه اگر آن را بپذیرند، دیگر نمی‌توانند علیه دیگران دست به خشونت بزنند. اگر شما به آزادی ایمان داشته باشید، نمی‌توانید نسبت به دیگران از خشونت استفاده کنید تا نگاه یا رویکرد خود را به او تحمیل کنید. اما از آزادی کامل برخوردارید که دیدگاه خود را بیان دارید.

حمادی ذویب: چه امری آزادی را در سطح قانونی و در قانون اساسی محدود می‌کند؟

عبدالمجید الشرفی: ‌امروز، آزادی تقریبا از دو قید مورد توافق در تمامی قانون‌های اساسی برخوردار است؛ آزادی مطلق در بیان عقیده برای همه شهروندان تضمین شده است، اما به شرط آنکه به اعمال خشونت، یا نفرت انگیزی بین ملیت‌های مختلف یا عدم مساوات و تبعیض فرانخواند.

انتهای پیام/

تعداد نمایش : 368 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتامیه ششمین جایزه جهانی اربعین
    آیین اختتامیه ششمین جایزه جهانی اربعین با محوریت «سرداران مقاومت؛ حافظان امنیت اربعین» با حضور شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار و از نفرات برگزيده در پنج بخش عکس، فیلم حرفه‌ای، فیلم مردمی، سفرنامه و فعالان مجازی اربعین تجلیل به عمل آمد.

  • گرامیداشت هفته پژوهش در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي
    با همکاری مشترک وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مراسم گرامیداشت هفته پژوهش در حسینیه الزهرا(س) برگزار و از برگزيدگان هفته پژوهش و رایزنان برگزیده در حوزه‌های پژوهش و رصد و پایش محل مأموریت تقدیر به عمل آمد.

  • برگزاري دور هفتم گفت‌وگوی دینی مرکز گفتگوی ادیان و كليساي كاتوليك فيليپين
    دور هفتم گفت‌وگوی دینی مرکز گفتگوی ادیان و فرهنگ‌ها سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و كليساي كاتوليك فيليپين با عنوان «نقش دين در سلامت انسان» (17 آذرماه) به صورت وبينار، برگزار و اندیشمندان مسلمان و مسیحی از دو کشور ایران و فیلیپین آراء خود را در زمینه موضوع سمینار تشریح كردند.

  • نشست مشترک شورای معاونین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع جهانی تقریب
    نشست مشترک شورای معاونین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی (15 تیرماه) با حضور ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در حسينيه الزهرا(س) این سازمان برگزار شد.

  • بزرگداشت هفته پژوهش در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی
    مراسم بزرگداشت هفته پژوهش (دوم دی‌ماه) با همکاری مشترک وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار و از پژوهشگران برتر تقدير شد.